السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
150
مقدمه نقض و تعليقات آن
3 - در ترجمهء حال امام حسن ( ع ) در فصلى كه بعنوان « فصل فى احواله و تواريخه عليه السلام » منعقد كرده گفته ( جلد دوم چاپ ايران ؛ ص 165 ، و جزء سوم چاپ هند ؛ ص 58 ) : « ابو عبد اللّه المحدث فى رامشافزاى أن هذه النساء كلهن خرجن فى خلف جنازته حافيات » مجلسى ( ره ) در بحار ( جلد عاشر ؛ ص 139 آن را نقل كرده است ( چنان كه در ذيل صفحهء 195 نيز نقض ذكر شده ) . 4 - در آخر فصلى كه در ترجمهء حضرت صادق عليه السلام بعنوان « معرفته باللغات و اخباراته بالغيب » منعقد كرده گفته ( جلد دوم چاپ ايران ؛ ص 310 ، و جزء خامس چاپ هند ؛ ص 28 ) : « و فى رامشافزاى أن ابا مسلم الخلال وزير آل محمد عرض الخلافة على الصادق عليه السلام قبل وصول الجند اليه فأبى » ( تا آخر كلام او ) و در بحار در باب معجزات - الصادق عليه السلام و استجابة دعائه ( جلد 11 ، ص 124 ) نقل شده است . 5 - نيز در ترجمهء حال حضرت صادق عليه السلام « باب علمه » گفته ( جلد دوم چاپ - ايران ؛ ص 325 ، و جزء خامس چاپ هند ؛ ص 39 ) : « ابو عبد اللّه المحدث فى رامشافزاى ان ابا حنيفة من تلامذته ( تا آخر آنچه در ذيل صفحهء 195 نقض نقل شده است ) » . اينكه مصنف ( ره ) گفته ( ص 18 ) : لعمرك ما الإنسان إلّا بدينه * فلا تترك التقوى اتكالا على النسب لقد رفع الاسلام سلمان فارس * و قد وضع الشرك الشرف ابا لهب در كتاب رشفة الصادى بعد از دو بيت مذكور ابيات ذيل را نيز در دنبالهء آنها ذكر كرده است ( ص 220 ) . فما الحسب الموروث ان در دره * بمحتسب الا به آخر مكتسب و ليس يسود المرء الا بنفسه * و ان عد آباء كراما ذوى حسب اذا الغصن لم يثمر و ان كان شعبة * من المثمرات اعتده الناس فى الخطب اينكه مصنف ( ره ) در نقض گفته ( ص 70 ) : « اما جواب اين كلمات كه خلفاء ملاحده در مصر خمر فروختندى و زنا و لواط و غير آن از منهيات شرع به ظاهر كردندى » لعنت بر ملحدان و اقوال و افعال ايشان باد اما ميبايست كه اين معانى در بغداد ظاهر نبودى و در قيراط خانه كه در وى همهء منهيات رود در جهر خمر نفروختندى و رضا ندادندى و اجرت نستدندى تا بر ملاحده اين طعن شايستى زدن » . بايد دانست كه كلمهء « قيراط خانه را در كتب لغت بدست نياوردم ليكن نظر باينكه مراد از آن به خوبى از اين كلام مستفاد مىشود زيرا از سياق سخن و توصيف آن باينكه « در وى همهء منهيات رود » صريحا معلوم مىشود كه مقصود اماكنى بوده كه فساق در آنجاها جمع ميشده و بانجام امور منهيه در شرع ميپرداختهاند ( شايد وجه اطلاق قيراط خانه باماكن مذكوره اين باشد كه بوسيلهء قيراط كه پول خاصى در آن زمان بوده به آن خانهها راه مىيافته و بامور نامشروع اقدام ميكردهاند ) اينك بذكر شواهدى براى اين مطلب ميپردازيم تا روشن شود كه مصنف ( ره ) حرف بىاساس نگفته است . ابن جوزى در المنتظم ضمن ذكر حوادث سال 425 ( ج 8 ؛ ص 78 ) گفته :